سيب ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

می خواهم یک جمله بسازم با اسب و سیب و بهار... با حس غریب و مرغ مهاجر نیز هم...

 بهار اسب را دوست دارد و اسب سيب را...

 بهار تمام میشود.. سیب قرمز میروید .. ولی اسب سیاه هنوز تنهاست و غریب...

پ.ن. ...

پ.ن.شراب خوشگوارم هست و يار چون نگارم هست

                                       ندارد هيچكس ياري چنين ياري كه من دارم      

پ.ن. و باز همان حكايت هميشگي!

پ.ن. هميشه بهاري باشيد

 

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنگيس

حالا اين دفعه يه جمله بساز با « گل بهار »! / گل بی رخ يار خوش نباشد... بی باده بهار خوش نباشد ... طرف چمن و طواف بستان... بی لاله عذار خوش نباشد/ ممنون...

فرنگيس

دو تا پيغام شبیه هم شد!!! لطفا اون دومی رو که شعر داره رو بذار اون يکيو حذف کن.

ayoob

سلام............

کيا

سلام هميشه بهار ...دوست خوب و عزيز ...عجب شعر نو زيبايی بود بسيار عالی و قشنگ ....منم يه شعر اومد به ذهنم برات مينويسم به سراغ من اگر ميايی زود بيا تند بيا تا منم زود بيام تند بيام اينم يه شعر بود برای شوخی منتظر نوشته های خوبت هستم ..فعلا

سلاله

... زندگی حس غريبی است که يک مرغ مهاجر دارد ... ... زندگی خالی نيست / مهربانی هست، سيب هست، ايمان هست / آری / تا شقايق هست، زندگی بايد کرد. ... و در کدام بهار / درنگ خواهی کرد / و سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد؟ ... سلام گل هميشه بهار. عيدت مبارک. بهاری باشی.

يه غريبه

سلام...// همين که دلم تنگ شده برايت، بهترين بهانه برای نوشتن است... نه؟ تو اما به بهانه سيب و اسب و بهار می نويسی... و من به همين سادگی دلتنگ تو می شوم.../// تا بعدی بهتر.

دريا

و سيب، سرخی خود را از بهار دارد و اسب، سياهی اش را از شب.

دريا

و سيب، سرخی خود را از بهار دارد و اسب، سياهی اش را از شب. // زيبا بود

عاشق تنها

خيلی قشنگه همين رو ميتونم بگم که خيلی عالی هست

يه دوست تازه

خوش به حال يارت که تو يارشی .يارتو دوست داشته باش حتما اونم دوست داره